|
هاوراز با رویکرد تبادل اطلاعات علمی ، آموزشی ،تجربیات ، ورزشی
| ||
|
مقاله ۱ - گوشهگيري در دوران كودكي يكي از مشكلات كودكان در دوران حساس و پراهميت كودكي كه در همان دوران ابتدايي بايد مورد توجه قرار گيرد گوشهگيري و دور بودن از اجتماع است، اين مشكل بهصورت حاد در دوران نوجواني خود را نشان ميدهد. نوجواني دورهاي است كه در آن دانشآموز بيش از هر زمان ديگر نياز به راهنمايي و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اوليا و مربيان، دستكم بايد بداند كه چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهاي زيانبخش در محيط خانه و مدرسه پپرهيز كند. بديهي است كه خلاقيت و ابتكار فردي معلمان و اولياي خانه با توجه به تفاوتهاي فردي كودكان و نوجوانان، نقش سازندهاي در امر مشاوره خواهد داشت. گوشهگيري، كمرويي و انزواطلبي چيست؟ گوشهگيري، كمرويي و انزواطلبي عارضهاي است كه باعث ميشود كودك و نوجوان از برقرار كردن ارتباط با افراد و محيط خارج دوري كنند. اين كودكان و نوجوانان نوعا با تقليل يافتن علايق ذهني و عاطفي نسبت به اطرافيان خود از داشتن دوستان نزديك و صميمي محروماند. نوجواني كه كمرو و گوشهگير است معمولا از حضور در فعاليتهاي جمعي سر باز ميزند و فقط با تك دوست خود كه نوعا به او بسيار وابسته ميشود اوقات خود را سپري ميكند. رفتار كمرويي و انزواطلبي يكي از رفتارهاي نسبتا شايع است كه فرد را بهشدت آزار ميدهد و اگر درمان نشود نوجوان را به سمت و سوي مشكلات ديگري مثل عدم اعتمادبهنفس، افسردگي، اضطراب و زودرنجي سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندي و كمي عزتنفس و نيز ناتواني در بروز احساسات، بيان افكار و نظريات، خود باعث جدايي فرد از فعاليتهاي گروهي است. كودك كمرو بهزودي خود را از ديگران پنهان ميكند او احساس كمبود ميكند و تحمل ديگران را ندارد. مدام به اين فكر ميكند كه ديگران در مورد مشكل او سوال ميپرسند و با انزوا در واقع ميخواهد كه از مورد سوال بودن فرار كند و با دلايل گوناگون سعي بر آن دارد كه غيبتهاي خود را بيشتر كند. بودن در كلاس براي آنان عذابآور بوده و مدام در تلاش هستند كه از اين محيط فرار كنند آنان تعداد دوستاني كه دارند انگشتشمار است و به سختي ميتوان اعتماد آنان را جلب كرد. اين افراد در دوستيابي بيحوصله عمل ميكنند و گاهي با حرفهاي خود ديگران را ميآزارند و به ناچار اوقات خود را با رويا و اوهام سپري ميكنند تا خلاء نداشتن دوست براي آنان كمرنگ شود. به مرور توانايي سازش در آنها به حداقل ميرسد و بدون داشتن اين مهارت دوست پيدا كردن تقريبا امري بعيد به نظر ميرسد. ميزان آگاهي ما خواهد توانست كودك گوشهگير را با جامعه و مدرسه تا حدود زيادي آشتي داد. علل گوشهگيري و كمرويي عبارتند از: -1 محروميت از محبت خانواده -2 نقص عضو يا بيماريهاي جسمي و فيزيولوژيك -3 اختلال در گوش و تكلم -4 شكستهاي متعدد و تحقير شدن كودك در برابر جمع -5 عدم امنيت رواني در محيط خانه و مدرسه و فشارهاي رواني مستمر -6 تنبيه، توبيخ و سرزنش كودك و نوجوان توسط والدين و بهويژه محروميت از عواطف مادر -7 كنترل شديد تربيتي و سخت گيريهاي وسواسگونه و غيرمنطقي براي پيشگيري و درمان گوشهگيري و كمرويي ميتوان شيوههاي زير را به كار بست: -1 حمايتهاي عاطفي در جهت تقويت اعتماد به نفس در نوجوان -2 واگذاري مسووليتهاي مناسب با توجه به ميزان توان جسمي و ذهني نوجوان -3 قرار ندادن نوجوان در موقعيتهايي كه تجربههاي شكست را به دنبال دارد. -4 تشويق و زمينه سازي حضور نوجوان در فعاليتهاي جمعي و گروهي -5 ايجاد آمادگي لازم براي جراتورزي در ابراز عقايد و بيان نظريات خود و نيز پذيرش نظريات مخالف از طرف ديگران معلمان چگونه ميتوانند مهارتهاي اجتماعي يك بچه كمرو را پرورش دهند -1 با كوشش در جهت درك افكار، ترسها و ديگر هيجانات دانشآموز كمرو، رابطهاي مراقبتكننده با وي برقرار كنيد. به وي اطمينان مجدد بدهيد كه براي همه بچهها پيش ميآيد كه گاهي قادر به ابراز احساساتشان نباشند. -2 از آنجا كه دانشآموز كمرو وقتي با صداي بلند مورد خطاب واقع ميشود ممكن است خجالتي شود با او به ملايمت و به روشني صحبت كنيد. -3 سكوت يك دانشآموز كمرو را در پاسخ به درخواست مشاركت بپذيريد. به او فرصت دهيد كه خود را با وضعيت پيش آمده سازگار نمايد. اين كار احساس امنيت و اعتماد به نفس را در او افزايش خواهد داد. -4 از تحت فشار قرار دادن چنين دانشآموزي براي شركت در يك فعاليت گروهي خودداري كنيد. در عوض براي ترغيب او به تعامل با ساير همسالان از روشهاي غيرتهديدآميز استفاده كنيد. -5 صفات بارز (مثل مهرباني و ورزشكار بودن) يا تواناييهاي تحصيلي اين قبيل دانشآموزان را شناسايي و برجسته كنيد. اگر شما احساس ميكنيد كه توجه به چنين دانشآموزي او را خجالتزده خواهد كرد از او به صورت خصوصي تعريف كنيد. -6 به دانشآموز خجالتي كمك كنيد كه بفهمد هر كسي اشتباه ميكند و هيچكس صددرصد كامل نيست. با تاكيد بر اين كه از نظر شما كوشش كردن مهم است او را تشويق كنيد كه كوشا بودن خود را حفظ كند. -7 اگر شما به يك بچه برچسب «خجالتي و كمرو» بزنيد توصيف شما ممكن است اين برچسب را يك صفت دايمي در آن بچه بكند. در عوض چيزي شبيه به اين بگوييد: «هر انساني شخص منحصربهفردي است.» -8 با استفاده از روشهاي گوناگون از قبيل ايفاي نقش و استفاده از عروسك، مهارتهاي اجتماعي ويژه را به دانشآموزان بياموزيد. -9 با والدين دانشآموز كمرو ملاقات كنيد. از آنها بخواهيد كه مهارتهاي اجتماعي فهرستشده در بالا را تقويت نمايند. والدين را ترغيب كنيد كه به فرزندشان كمك كنند كارهايي را براي خودش انجام دهد. همچنين با استفاده از روشهاي بارش مغزي راههايي را بيابند كه كودك با بقيه همسالان بيشتر رفت و آمد كند و استقلال و خودمختاري وي افزايش يابد. بر اين نكته تاكيد كنيد كه والدين نبايد هرگز برچسب خجالتي بودن را به بچهشان بزنند يا خجالتي بودن او را به عنوان يك «مشكل» مطرح نمايند. در عوض ميتوانند چنين بچهاي را محاظفهكار يا متفكر بنامند. به والدين كمك كنيد كه تصديق كنند هر بچهاي با بچههاي ديگر متفاوت است. خوب است والدين قبل از پاسخ دادن يا مشاركت، زماني را صرف نمايند. اگر اقدامات بالا موفقيتآميز نبود و كمرويي بسيار شديد يا همراه با اضطراب باشد كودك احتياج به كمك تخصصي بيشتري دارد.
مقاله ۲ - گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبینوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه پرهیز کند.
" چهار راه نوجوانی"، روایتگر تجربه های اولیا و مربیان است که به ندرت فرصت می یابند فنونی را که طی سال ها در خویش درونی ساخته اند، بررسی کرده، به روشنی در باره آن سخن بگویند. "چهار راه نوجوان" با توجه به تجربیات معلمان و مشکلاتی که اولیا با آن مواجه بوده اند، نوشته شده است. بدیهی است که خلاقیت و ابتکار فردی معلمان و اولیای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت. گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبی چیست؟ گوشه گیری، کم رویی و انزوا طلبی عارضه ای است که باعث می شود کودک و نوجوان از برقرار کردن ارتباط با افراد و محیط خارج دوری کنند. این کودکان و نوجوانان نوعاً با تقلیل یافتن علایق ذهنی و عاطفی نسبت به اطرافیان خود از داشتن دوستان نزدیک و صمیمی محروم اند. نوجوانی که کم رو و گوشه گیر است، معمولاً از حضور در فعالیت های جمعی سرباز می زند و فقط با تک دوست خود که نوعاً به او بسیار وابسته می شود اوقات خود را سپری می کند. رفتار کم رویی و انزواطلبی ، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که فرد را به شدت آزار می دهد و اگر درمان نشود نوجوان را به سمت و سوی مشکلات دیگری مثل عدم اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و زود رنجی سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات، بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی است.
علل گوشه گیری و کم رویی عبارت اند از:
1- محرومیت از محبت خانواده 2- نقص عضو یا بیماری های جسمی و فیزیولوژیک 3- اختلال در گوش و تکلم 4- شکست های متعدد و تحقیر شدن کودک در برابر جمع 5- عدم امنیت روانی در محیط خانه و مدرسه و فشارهای روانی مستمر 6- تنبیه، توبیخ و سرزنش کودک و نوجوان توسط والدین و به ویژه محرومیت از عواطف مادر 7- کنترل شدید تربیتی و سخت گیرهای وسواس گونه و غیر منطقی
برای پیش گیری و درمان گوشه گیری و کم رویی می توان شیوه های زیر را به کار بست:
1- حمایت های عاطفی در جهت تقویت اعتماد به نفس در نوجوان. 2- واگذاری مسئولیت های مناسب با توجه به میزان توان جسمی و ذهنی نوجوان. 3- قرار ندادن نوجوان در موقعیت هایی که تجربه های شکست را به دنبال دارد. 4- تشویق و زمینه سازی حضور نوجوان در فعالیت های جمعی و گروهی. 5- ایجاد آمادگی لازم برای جرئت ورزی در ابراز عقاید و بیان نظریات خود و نیز پذیرش نظریات مخالف از طرف دیگران.
مقاله ۳ - نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در انزواجویی کودکان انزواجویی و عزلت در کودکان
عوامل اجتماعیعوامل اجتماعی خود از عوامل مهم انزواجویی است . اگر اجتماع بر ذهن ما فشار وارد نمی کرد و اگر آدمی به صورت های مختلف مورد بازخواست قرار نمی گرفت ، شاید آدمی بدین اندازه دچار انزوا و عزلت نبود. ما در این زمینه مواردی را می توانیم ذکر کنیم که برخی از آنها بدین قرارند: فشار اجتماعی: کودک یا نوجوان منزوی می شود بدان خاطر که فشار وارده بر او بسیار است. امر و نهی ها، بسیار و نظم خواهی شدید است و یا اوقات تلخی بسیار ، و تحقیر و آزار زیاد است؛ و اطرافیان انتظارات بسیار از او دارند. عدم پذیرش : ممکن است کودک در خانواده به علت جنسیت یا داشتن اشکالاتی پذیرفته نشود ؛ پدر و مادرعملاً با او رابطه ای نداشته باشند و کودک همچنان در وضع و شرایط اجتماعی خاص خود بماند. بیماری والدین : پدر و مادر بیمارند و شور و نشاطی در محیط خانه نیست ، یا والدین فرزندان را به حال خود رها کرده اند. طرد از خانه و مدرسه : این امر برای کودکانی که از حساسیت شدید برخوردارند بیشتر صدمه آفرین است. ممکن است طردها نسبتاً معقول باشند ولی برای کودک قابل قبول نیستند. عدم محبوبیت : ممکن است کودک در کنار ناپدری یا نامادری باشد که هنوز او را نپذیرفته است و یا او به طفل روی خوش نشان نمی دهد و طفل از شرایطی که برایش به وجود آمده احساس خشم و تنفر کند. خشونت ها : زمانی طفل درگیر خشونت از جانب مدرسه یا خانواده است و برای هر مسئله ی ساده ای باید تنبیه شود. به هنگامی که طفل ، محبت والدین را از دست بدهد و رابطه انحصاری او با آنها به جای محبت تبدیل به خشونت گردد انزواجویی پدید می آید. سلطه طلبی : گاهی هم قضیه به این صورت است که او می خواهد بر دیگران سلطه داشته باشد و در شأن خود نمی بیند که با دیگران رابطه داشته باشد. برای همین معاشرت خود را با دیگران قطع می کند و این امر تدریجاً به صورت عادت در می آید.
عوامل فرهنگیشاید زود باشد که این بحث را درباره کودکان مورد توجه قرار دهیم. زیرا کودکان هنوز به آن درجه نرسیده اند که در فکر و رأی استقلال داشته و یا واجد جهان بینی خاصی باشند. آری فلسفه هایی هستند که افراد را به انزوا و ترک مردم دعوت می کنند ولی طفل از آن دور است. بدیهی است که در چنین فلسفه هایی عزلت طلبی نیکو شمرده شده است. افراد به گوشه نشینی عادت دارند و به مکاشفه و خلسه و به اصطلاح خود به رشد و اعتلای روان مشغول اند.
عوارض آنالف- در جنبه فردی : انزواجویی موجد عوارض زیر است: - خستگی و بی خوابی و بی اشتهایی و یبوست، سردرد و سرگیجه ، کاهش وزن . - حملات اضطراب ، تنگی نفس ، کج خلقی ، ترس و بیخودی . - مسخ شخصیت و عدم توان دفاع از خود. - اختلال در حواس . - اختلال در دستگاه هضم و گوارش چون درد شکم ، نفخ و در نتیجه لاغری. - کندی کار و تلاش اقتصادی و از بین بردن نیروی سرشار کار و عاطل و باطل ماندن به حدی که انزوا برایشان ترمزی روانی است. - اختلال در دستگاه دفع ادرار، فعالیت قلب و عروق. - بی برنامگی در زندگی تا حدی که مشکلات اساسی خود را نادیده می گیرند. - خفه کردن نیازهای خود و از دست دادن استعداد ( در اثر عدم تحرک). - سرسری اندیشیدن و تنبلی فکر و اندیشه و اختلال در قدرت درک. - منکر شدن معنویت در عزلت های ناشی از اختلالات عصبی. - پیدایش حالت خودآزاری که ناشی از بی طاقتی است و گاهی تحقیر و احساس پستی . - در کل این افراد دچار دشواری زندگی می شوند و روحشان آزرده می گردد ؛ از هدف های ارزنده باز می مانند و همه چیز نزدشان بی ارزش می شود و همه ی زیبایی ها جلوه خود را از دست می دهند. آنها نمی توانند از تضادهای درونی به نفع رشد استفاده کنند ، در نتیجه اغلب تسلیم تضادها می شوند. ب- در جنبه اجتماعی : انزواجویی عوارض و صدماتی دارد ، از جمله این که دوری از حیات اجتماعی مولد نوعی نزدیک بینی و موجب بروز حالات روحی نامطلوب است . دوری از جمع سبب می شود آدمی شادابی خود را از دست بدهد، شور و نشاط از میان برود و پژمردگی برای او پدید آید. آنها که در اجتماع رشد و پرورش نمی یابند از آداب اجتماعی دور می مانند، از فلسفه زندگی بیخبرند، شنا در غرقاب زندگی را نمی آموزند، و از فنون حیات بی خبر می مانند. چه بسیار از آنان که بعدها بی علاقگی شان دامنه پیدا می کند و از تشکیل زندگی بیزار می شوند. همچنین اجتماع از چنین افرادی بی بهره می ماند ، زیرا روی آنها سرمایه گذاری می کند و این سرمایه گذاری بازدهی بر جای نمی گذارد. افراد منزوی ولی عصبی مزاج و تندخو ممکن است موجبات وارد آوردن صدمه ای بر پیکر اجتماع بشوند. در مواردی آنها تحصیل را رها می کنند و از فرا گرفتن مهارت ها شانه خالی می نمایند و باری بر جامعه می شوند.
خطرات مهم ترای کاش عوارض ناشی از انزواجویی و عزلت طلبی به همین میزان خاتمه می یافت. بررسی ها نشان می دهند که انزواجویی در درازمدت به افسردگی کشیده می شود و در مراحل پیشرفته سبب انفجار می گردد و فرد منزوی دست به اعمال خلاف قانون و عرف می زند. در اثر غلبه ی اندیشه گناه ممکن است بیمار، میل به خودکشی پیدا کند. البته در کودکان چنین حالتی نیست ولی بزرگترها به ده ها شیوه متوسل می شوند تا بتوانند خودکشی کنند. حداقل زیان و خطر این است که احساس گناه و تقصیر، فرد را از خود منفعل کرده و عزت نفس او را به خطر می اندازد. پاره ای از تحقیقات نشان داده اند که این سببی است برای قتل و خونریزی های بی دلیل ، طغیان های دیوانه وار و سرکشی های وحشتناک ، و مقدمه ای است برای جنون و لااقل سپردن خود به دست غم و اندوه. اصولاً ناراحتی های ناشی از انزواجویی موجب ضعف و دشواری های بسیار است و همه چیز انسان را زایل می سازد و نمی گذارد آدمی رشد کند. اختلال دماغی خود مرضی است که در اثر این حالت در افراد پدید می آید، مخصوصاً برای آنها که زمینه خانوادگی و یا ارثی هم داشته باشند.
راهکارهایی برای افراد منزویافراد منزوی در پیش روی خود سه راه دارند و ناگزیر باید یکی از آنها را برای ادامه حیات انتخاب کنند: 1- باقی ماندن در انزوا و سوختن و ساختن و متحمل عوارض مذکور شدن. 2- ترک انزوا و ورود به جامعه و سعی در جبران مافات. 3- زندگی در حال بی تصمیمی و سهل اندیشیدن تا بالاخره راهی و چاره ای پیدا شود. از نظر ما ضروری است این اشخاص راه دوم را بپذیرند و موجبات رهایی از آن را فراهم آورند. زیرا زندگی در چنان حال و وضعی در حقیقت نوعی استعفای از زندگی است نه زندگی ؛ و اگر این وضع در افراد مزمن شود ، در آن صورت آزادی و استقلال و حتی شرافت زندگی شان به خطر خواهد افتاد.
شیوه های درماناین که فرد منزوی را چگونه درمان کنیم و یا چگونه زندگی عادی را در اختیارش قرار دهیم سؤالی است که پاسخ های متعددی به شرح زیر دارد: 1- تشویق به حیات جمعی : این امر هم از القاء و تلقین میّسر است و هم از طرق زیر: - همراهی برای انتخاب دوست و همبازی تا خود را بی یار و یاور احساس نکند. - دعوت از همشاگردی ها و همسالان که به خانه بیایند و او از آنان پذیرایی کند. - واداشتن فرد به حرف زدن در کلاس ، اشکال گرفتن به درس ، بازی کردن با دیگران ، و کارهای گروهی . - دادن مسئولیت به آنها در حدود توان و ظرفیتشان . - درخواست کمک از دیگران و پیگیری عمل . - ایجاد فرصت برای خودنمایی تا حس اعتماد به نفس در آنان پدید آید. - ایجاد محیط شاد و سرور آمیز و درخواست از آنها که به میان جمع بیایند.
2- تغییر محیط:
اگر انزواجویی در محیطی شلوغ و پر از جمعیت پدید آمده باشد تغییر محل و انتقال به محیط جدید می تواند مفید باشد و راه بازگشت به انزوا را در آنان سد کند. اصولاً به هر میزان که طفل با محیط پرورشی خود بیشتر مأنوس باشد به افسردگی عمیق تری مبتلا خواهد شد.
این نکته مهم قابل ذکر است که در سال های اول زندگی باید حتی المقدور از تغییر منزل و محیط خودداری کرد تا کودک در آن محیط مأنوس بتواند استقلال و اعتماد به نفس پیدا کند و به جمع ، خوی گیرد. در آن محیط او را وادارید مانند دیگران لباس بپوشد، چون آنها حرف بزند، و چون آنها بازی کند. 3- مشاوره و روان درمانی : پند و نصیحت، اطلاع دادن وضع او به خودش ، صراحت بیان در این امر ، محبت و تفاهم برای برنامه ریزی در کار و تکلیف ، خود می تواند در این راه مؤثر باشد. 4- استراحت: استراحت در بخش روانی یک بیمارستان و یا در خانه ، گذراندن اوقات در صحرا و ییلاق و نقاط خوش آب و هوا می تواند در این راه مؤثر باشد. در این چنین اماکنی سعی کنند برنامه و ساعات کار منظمی برای تلاش ، غذا ، گردش ، بازی ، و... برای آنها معین کنند تا تدریجاً شادابی و نشاط به آنها باز گردد. البته این امر نیاز به حوصله و هدایت دارد. این اشخاص برای گذراندن عمر خود به سرگرمی های سازنده و مثبتی نیاز دارند، مخصوصاً در روزهای تعطیل. البته با هر کس باید به تناسب ذوق او کار کرد. 5 - تجویز دارو: که حتماً باید زیر نظر پزشک ، ( متخصص اعصاب و روان) صورت گیرد. معمولاً بیماران سعی دارند از داروهای آرام بخش و گاهی مخدر استفاده کنند تا دچار اضطراب نباشند و یا در تنهایی نگریند. البته باید مراقب بود که داروها عوارض بدی بر جای نگذارند. 6 - الکتروشوک : این هم شیوه ای است که زیر نظر پزشک و تحت دستورات او باید صورت گیرد . در این شیوه سعی می شود که زندگی عادی را به بیمار برگردانند و اعصاب او را بیدار کنند. 7 - شیوه های دیگر : - حل و رفع غم و رنج درونی افراد و حتی در مواردی تبدیل هجران به وصال ، و تنگدستی به دارایی. - یادگیری مهارت های اجتماعی ، طوری که بدان شوق پیدا کند. - حل تضادهای درونی و تسکین عذاب و اضطراب های ناشی از کشمکش ها. - واداشتن شخص به فراموش کردن گذشته از راه القاء و تلقین و تفهیم این که او فردی با ارزش و مثبت است. - تقویت استعدادهای جسمانی و رشد و پرورش تن . - قرار دادن مدل هایی مؤثر در سر راه او و تشویق به تبعیت از رفتار . - شاداب کردن محیط خانه و زندگی و .... البته این نکته را هم مد نظر داشته باشید که اگر انزواجویی و افسردگی صورت فطری داشته باشد تقریباً علاج ناپذیر است و تشویق به کار و سرگرمی برایشان بی فایده است.
منابع: مقاله1- نشریه نگاه مقاله2 و3- سایت تبیان [ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 12:21 ] [ فریدون امانی ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||
